***** با پر کردن فرم "نیازسنجی" در منوی اصلی، ما را در ارائه خدمات بهتر، یاری رسانید *****

جواب سوالات فصل سوم

 

عنوان

سوال

پاسخ

بخش دوم: اصول نگارش علمي

3-2-1           

گاهی ممکن است پیش بیاید که اگر در مقاله مطلبی را بنویسیم برای یک دسته از مخاطبان مقاله مثل داورها مناسب باشد اما برای دسته دیگری مثلا  متخصصینی که بعدا قرار است مقاله ما را بخوانند مناسب نباشد یک مثال از این مورد وقتی است که بعضی از جزئیات مربوط به متدولوژی و  داده ها را باید مطرح کنیم چون داورها برایشان مهم است که آنها را ببینند و نسبت به مقاله ما  براساس آنها قضاوت می کنند  اما برای دیگر مخاطبین مقاله ممکن است اضافی باشد، به نظر شما در این گونه موارد چه باید کرد؟ (در صورت تعارض بین نیاز مخاطبین مختلف؟)

همیشه باید دقت کنیم که اولین مخاطب مقاله ما در زمان ارسال به مجله، سردبیر و داوران هستند نه خوانندگان نهایی. به همین خاطر، بهتر است که اگر جایی تعارضی بین نیازهای این دو دسته مخاطب هست، در زمان ارسال مقاله به مجله، مبنای خودمان را بر این بگذاریم که مخاطب مقاله فعلا فقط سردبیر وداوران هستند. اما این تعارض فقط در حالتهای محدودی اتفاق می افتد و به صورت کلی داوران و سردبیر هم انتظار دارند که ما مقاله را به شکلی بنویسیم که برای مخاطب نهایی مناسب باشد.

3-2-2           

به نظر شما آیا بین مجلات مختلف تفاوتی از نظر حساسیتشان نسبت به واضح نوشتن هست؟ مثلا آیا بعضی از مجلات حساسیت بیشتری نسبت به واضح نوشتن دارند؟

به صورت کلی مساله واضح نوشتن یکی از اصول اساسی تمامی مجلات است. اما بعضا فرهنگ حاکم بر مجلات هم در این مساله تاثیر می گذارد. مثلا در بعضی از رشته های علوم انسانی گفته می شود که مجلات آمریکایی (یعنی مجلاتی که عمده تیم سردبیران و داوران آنها آمریکایی هستند)، در مقایسه با مجلات اروپایی، حساسیت بیشتری به واضح نوشتن دارند. همچنین، بعضا مجلاتی که گرایش های بیشتری به روشهای تحقیق کمی دارند، شاید حساسیت بیشتری به وضوح داشته باشند، در مقایسه با مجلاتی که تمایل بیشتری به روشهای تحقیق کیفی دارند. اما باز تاکید می کنیم که همیشه اصل کلی این است که هرچه مقاله واضح تر باشد، بهتر است.

3-2-3           

گفته شد که یک مقاله 6 بخش اصلی دارد، به غیر از چکیده 5 قسمت (مقدمه، مرور ادبیات، متدولوژی، یافته ها و تحلیل، بحث و نتیجه گیری) باقی می ماند. در یکی از این 5 بخش می توانیم مطالبی را بنویسیم که برای فهمش خواننده را به مطالعه بخش های بعدی ارجاع بدهیم. به نظر شما این کدام بخش است؟ (ارجاع به قسمت های بعدی برای تبیین؟)

اصل خطی و منطقی نوشتن حکم می کند که همیشه اول مقدمات یک مطلب را بگوییم تا مخاطب برای فهمیدن مطلب نیاز به خواندن بخشهای بعدی نداشته باشد. استثنایی که در این زمینه وجود  دارد، مقدمه است. چراکه در مقدمه عملا داریم توضیح می دهیم که مقاله در مورد چیست و در بخشهای بعدی مقاله چه چیزی نوشته می شود به همین خاطر این امکان وجود دارد که مطالب به شکلی باشند که نیاز باشد مخاطب برای فهمیدن دقیقتر مطلب به بخشهای بعدی مراجعه کند.

3-2-4           

بعضی از قسمت های مقاله جای این را دارد که ادعاهای بیشتری را طرح کنیم و بعضی از قسمت ها می بایست ادعاهای کمتری را مطرح کنیم اما پشتیبانی بیشتری را برای یافته های خودمان مطرح کنیم. به نظر شما نسبت ادعا به پشتیبانی در بخش های مختلف مقاله چگونه تغییر می کند؟

تاکید می شود که در ابتدای مقاله، یعنی مقدمه، خیلی از موضع بالا شروع نکنیم. یعنی ادعای خیلی سنگین نکنیم. متواضعانه تر مطالب را بیان کنیم. در بخش مرور ادبیات، قاعدتا ادعاهای ما همچنان محدود هستند. حداکثر ممکن است که بگوییم که فلان کار قبلی چه جاییش ایراد دارد یا نقص دارد و برای همه این موارد باید به صورت دقیق شواهد و استدلال بیاوریم. در بخش متدلوژی که عملا ادعای خاصی صورت نمی گیرد چونکه صرفاروش تحقیق را بیان می کنیم. در بخش یافته ها و تحلیل هم عمده کار ما گزارش کردن نتایج تحقیق است، بدون اینکه ادعای خاصی داشته باشیم. اما در بخش بحث و نتیجه گیری است که اصطلاحا باید گردن برافرازیم و صدا را کمی بلندتر کنیم و ادعاهای خودمان در خصوص نوآوریهای مقاله را بیان کنیم. در این بخش، به همان میزان که ادعاهای بیشتری را مطرح می کنیم، باید شواهد و پشتیبانی کافی از بخش های قبلی مقاله هم بیاوریم.

3-2-5           

وقتی داریم متن مقاله ای را می نویسیم یک راه این است که همان موقع که داریم مطلبی را می نویسیم، اگر دیکته یا گرامر یا سبک نوشتنمان ایراد داشت همانجا درجا آن را اصلاح کنیم، یک راه دیگر آن است که متن را تا آخر بنویسیم و بعد برگردیم و جاهایی که ایراد داشت را اصلاح نماییم. کدام روش بهتر است؟

بهتر است که عادت کنیم در همان لحظه نوشتن صحیح بنویسیم. به این خاطر که بعدا که بر می گردیم، ممکن است خیلی از ایراداتی که همان لحظه به چشممان می آمد، از دیدمان دور بماند. دلیل دوم این است که بعضا ویرایش کردن متن بعد از نوشتن کامل آن سخت تر است. مثلا ممکن است یادمان نیاید که در فلان جان چه کلمه ای را می خواستیم بگوییم. دلیل سوم این است که درجا اصلاح کردن باعث می شود که به مرور دستمان در نگارش صحیح تر شود و خود به خود غلطهای کمتری را در حین نگارش مقاله داشته باشیم.

3-2-6           

معمولا نویسنده های کم تجربه جاهایی از مقاله را که باید با تفصیل بیشتری بنویسند خلاصه تر می نویسند و مطالبی که باید بگویند را نمی گویند و بر عکس جاهایی که باید کمتر بنویسند را مفصل تر می نویسند به نظر شما چه بخش هایی از 6 بخش مقاله هست که باید اختصار را کمتر رعایت کنیم یعنی تفصیل بیشتری بایستی به مطالب خود بدهیم؟

معمولا وقتی که هنوز تجربه زیادی در نوشتن مقاله نداریم از دو بخش مقاله می زنیم. یکی بخش یافته ها و تحلیل و یکی هم بخش بحث و نتیجه گیری. در بخش یافته ها و تحلیل معمولا فراموش می کنیم که داده هایی که مثلا در قالب جدول یا نمودار آورده ایم را باید با دقت در داخل متن توضیح دهیم و ارتباطش را با بقیه مطالب مقاله ذکر کنیم. همچنین بعضا یک سری جزئیات مهم که به خواننده کمک می کند که یافته های تحقیق ما را بهتر بفهمد را فراموش می کنیم. اما مشکل اساسی تر در بخش بحث و نتیجه گیری رخ می دهد. خیلی رایج است که وقتی که به این بخش می رسیم، فکر می کنیم که خواننده باید خودش عقلش برسه و بفهمه که یافته های تحقیق ما چرا مهم هستند و چه نوآوریهایی را دارند. خیر! این را ما باید به دقت و به صورت کاملا شفاف توضیح دهیم و بشکافیم. یک اشتباه رایج دیگر در این بخش آخر هم این است که فراموش می کنیم نقاط ضعف و محدودیتهای مقاله خودمان را به دقت تبیین کنیم.

بخش سوم: نوشتن پاراگراف و متن

3-3-1           

به نظر شما فرمول هایی مثل ریاضی و شیمی باید داخل پاراگراف ها نوشته شوند یا خارج از آنها و چه ویژگی هایی دارند که با ویژگی های پاراگراف ها فرق می کند و آنها را به عناصر تصویری نزدیک تر می کند؟ (آیا فرمول ها(ریاضی، شیمی،...) جزو متن هستند؟)

این مساله تا حدی به رسم الخط مجله بر می گردد. اما معمولا فرمولها را باید خارج از پاراگراف و به شکل یک عنصر تصویری بنویسیم. دلیلش این است که معمولا فرمولها در داخل یک خط متنی قرار نمی گیرند (مثلا به خاطر اینکه یک حالت کسری دارند یا مثلا حالت توانی دارند). همچنین خیلی وقتها در محیط های نگارش مقاله، فرمولها را باید به صورت مجزا ساخت و به شکل یک آبجکت ویژه قرار داد. دلیل دیگر این است که مثل جداول و شکلها، نیاز می شود که فرمولها را شماره گذاری کنیم و در داخل متن مقاله به آنها ارجاع دهیم. مثلا بگوییم که در فرمول 1، مساله چنین و چنان است.

3-3-2           

از بین سازماندهی هایی که مطرح شد یکی از آنها هست که تا حدودی برخلاف یکی از اصول نگارش آکادمیک است یعنی اصل توالی منطقی. به نظر شما کدامیک از ساختارها ممکن است بر خلاف اصل توالی منطقی باشد؟

سازماندهی از معلول به علت! چونکه به صورت منطقی ما اول انتظار داریم که علت یک مساله را بیان کنیم و بعد قدم به قدم به معلول برسیم. مثلا بگوییم که سرعت قطار که زیاد بود، باعث شد که از ریل خارج شود و در نتیجه تعدادی از مسافران آسیب ببینند. اما سازماندهی معلول به علت برعکس است. اول می گوییم که مسافران قطار آسیب دیدند، به این خاطر که قطار از ریل خارج شد و این به این خاطر بود که سرعت قطار زیاد بود. در صورتیکه این سازماندهی باعث پیچیدگی و دشواری فهم مطلب نشود، می تواند به صورت محدود در مقاله استفاده شود.

3-3-3           

به نظر شما کدام پاراگراف های یک مقاله هستند که معمولا نیاز ندارند در ابتدای آنها کانکشن خاصی را قرار دهیم؟

پاراگراف های اول هر بخش، معمولا با کانکشن خاصی شروع نمی شوند! اما به لحاظ محتوایی لازم است که حرکت بین پاراگراف آخر بخش قبل و پارگراف اول بخش بعدی مشخص باشد.

بخش چهارم: طراحي و نگارش عناصر تصويري

3-4-1           

گاهی می توانیم تعداد عناصر تصویری مقاله را کم کنیم اما در عوض هر عنصر پر محتوا و غنی باشد مثلا دو سه تا جدول در کل مقاله باشد اما بسیار غنی و پر حجم راه دیگر آن است که تعداد عناصر تصویری را  بیشتر کنیم اما حجم مطالبی که در هر کدام قرار می دهیم کمتر باشد مثلا پنج شش تا جدول، اما جداول کوچکتر و با حجم کمتر. به نظر شما کدام روش بهتر است و چه عاملی تعیین می کند که بیشتر به کدام سمت برویم؟

با توجه به اصل سادگی عناصر تصویری، بهتر است که به جای تعداد محدود، اما پرحجم از عناصر تصویری، تعداد آنها را بیشتر کنیم ولی هر کدام ساده تر باشند. البته این کار نباید به شکلی باشد که یک جدول یا یک شکل یکپارچه را به چند تیکه تبدیل کند که مخاطب برای فهمیدن مطلب نیاز داشته باشد که چند تیکه جدول را به هم بچسباند. هرچه مطلبی که می خواهیم با جدول و شکل بیان کنیم دشوارتر است، بهتر است که از جداول و اشکال ساده تر و کوتاه تر استفاده کنیم.

3-4-2           

به نظر شما چه وقت هایی بهتر است به جای اینکه یک سری جداول را در متن مقاله بیاوریم آنها را در ضمیمه مقاله بیاوریم و این جداول معمولا چه نوع جداولی هستند؟

همانطور که در خصوص ضمایم گفته شد، معمولا باید تا می شود ضمایم را به حداقل برسانیم. بعضی از جداول که اطلاعات زمینه ای مفصلی را همچون لیست شرکتهای مورد بررسی یا مثلا مشخصات مصاحبه های صورت گرفته یا جزئیات تفصیلی تحلیل های آماری را می توان در ضمیمه آورد.

3-4-3           

به نظر شما چه زمانی بهتر است از جدول به جای نمودار استفاده کنیم و چه زمانی بهتر است از نمودار به جای جدول استفاده کنیم؟

نمودار را باید زمانی بر جدول ترجیح دهیم که هدف ما این است که بیشتر درک روند کلی تغییرات یک مساله (مثلا اینکه نرخ تورم به صورت کلی افزایش داشته است) را بخواهیم نشان دهیم، تا مقادیر دقیق متغیرها را. همچنین نمودارها، در مقایسه با جداول، معمولا ساده تر فهمیده می شوند. اما در جایی که مقادیر دقیق متغیرها مهم است که ذکر شود از جدول باید استفاده کنیم.

3-4-4           

به نظر شما وقتی می خواهیم عناصر تصویری مقاله را مشخص کنیم بهتر است این کار را در حین طراحی مقاله انجام دهیم یعنی کاری که در فصل 2 برای پاراگراف ها انجام دادیم یا اینکه بیاییم در فصل 3 و وقتی داریم مقاله را می نویسیم عناصر تصویری را انتخاب و طراحی کنیم؟

بهتر است در حین طراحی مقاله مشخص کنیم که چه عناصر تصویری و در کجای مقاله باید قرار داده شود. خیلی وقتها وقتی که داریم عناصر تصویری مقاله را طراحی می کنیم، بهتر می توانیم در مورد ساختار مطالب و بخش ها تصمیم گیری کنیم. این مساله در تحقیق های کیفی بسیار حیاتی است به شکلی که نویسندگان حرفه ای این نوع مقالات بعضا اول عناصر تصویری را به صورت کامل می نویسند، بعدش سراغ نوشتن متن مقاله می روند.

بخش پنجم: نوشتن اجزاي مقاله

3-5-1           

وقتی داریم مقدمه مقاله را می نویسیم باید یک مقداری از یافته های جدید و جذاب خودمان را در مقدمه بیاوریم که باعث شود مخاطب متوجه شود مقاله ما ارزشمند است و ادامه آن را بخواند از طرفی نباید همه مطالب را مطرح کنیم چون جایش در قسمت یافته ها و بحث و نتیجه گیری است. به نظر شما چطوری می توان بین این دو مسئله تعادل برقرار کرد؟ (چه میزان از یافته های مقاله را در مقدمه بیان کنیم؟)

اول اینکه مثلا اگر مقاله ما پنج یافته جدید دارد، دو سه موردش را در مقدمه بیاوریم. دوم اینکه در مقدمه ذکر دقیق این یافته های ارزشمند نیازی نیست. فقط باید یک اشاره ای بکنیم. سوم اینکه دلیل اینکه چرا این یافته ها ارزشمند هستند، یعنی بیان اینکه دقیقا چه نوآوریهایی دارند، معمولا به صورت دقیق و کامل در بخش بحث و نتیجه گیری بیان می شود.

3-5-2           

به نظر شما ارجاع دادن به چه مطالب و چه کارهایی در بخش مرور ادبیات یک مقاله مناسب نیست؟ حداقل سه دسته منبع هستند که باید مواظب باشیم که در بخش مرور ادبیات به آنها ارجاع ندهیم.

دسته اول ارجاعات غیرمرتبط است. یعنی ارجاع دادن به مقالات یا کتابها و یا منابعی که ارتباط مستقیمی به ایده اصلی مقاله ما ندارد و عملا حذف کردن آنها هیچ مشکلی ایجاد نمی کند. دسته دوم، ارجاع به منابع غیرمعتبر است. یعنی منابعی که درستی آنها مورد تایید نیست. مثلا یک نوشته ای در یک وبلاگ مطرح شده که از درستی آن باخبر نیستیم. دسته سوم ارجاع دادن به منابعی است که منسوخ شده اند. مثلا در رشته هایی مثل روانشناسی یا پزشکی که با یافته های خیلی به روز کار می شود، ارجاع دادن به مقالاتی که مربوط به چند دو دهه پیش است باید بسیار با دقت صورت بگیرد.

3-5-3           

درست است که گفتیم لحن کلی بخش متدولوژی باید قاطع باشد اما در بعضی قسمت های بخش متدولوژی بهتر است کمی متواضعانه تر بنویسیم. به نظر شما این کدام قسمت ها هستند؟

هیچ تحقیقی کامل نیست. همیشه در انجام یک تحقیق و استفاده از یک روش تحقیق، با محدودیتهایی مواجه هستیم. در زمانی که بخش متدلوژی مقاله را می نویسیم، بایستی به این محدودیتها اشاره کنیم و بگوییم که به آنها توجه کرده ایم. در این حالت، بهتر است  که لحنی متواضعانه تر داشته باشیم.

3-5-4           

بعضی از مقالات بخش"یافته ها"  و بخش "تحلیل"  را از هم جدا می کنند. به نظر شما در چه مواردی بهتر است این دو بخش از یک دیگر جدا شوند؟

فرض کنید که می خواهیم ببینیم که در چند درصد از خانواده های شهری شلوغ، افت تحصیلی کودکان مشاهده می شود. این یک سوال تحقیق توصیفی است. عملا وقتی که آمار به دست آمده در تحقیق خودمان را بیان می کنیم، جواب سوال خود به خود داده شده است. اما یک سوال دیگر را در نظر بگیرید. چگونه سابقه تاریخی یک شرکت می تواند در شکل گیری نوآوریهای جدید موانعی را ایجاد کند. در این حالت،یافته های تحقیق ما ممکن است بررسی تاریخی سیر تحولات نوآوری در سه شرکت بزرگ باشد. این روند تاریخی به تنهایی پاسخ سوال نیست. بلکه حالا باید این روند را تحلیل کنیم (مثلا یک سری الگوهای علی معلولی از دل آن استخراج کنیم) تا بر اساس آن بتوانیم به سوال تحقیق پاسخ بدهیم. در این حالتها که یافته های خام تحقیق هنوز پاسخ سوال تحقیق را نمی دهند و نیاز به تحلیل بیشتر دارند، بهتر است که این دو بخش را از هم تفکیک کنیم.

3-5-5           

بعضی از مقالات  بخش "بحث" را از بخش "نتیجه گیری" جدا می کنند. به نظر شما چه زمانی خوب است که ما هم این کار را بکنیم؟

این کار تا حدی به رسم الخط مجله بر می گردد. اما در حالتی که نویسندگان مقاله بحث مفصلی را با انواع تئوریها و یافته های قبلی بخواهند داشته باشند که این به خودی خود یکی از مطالب کلیدی مقاله است، بهتر است که این دو بخش را جدا کنیم. مثلا فرض کنید که یک تحقیق آمده است و ریشه های ادراکی اعتیاد به فیس بوک را تحلیل کرده است. نتایج این تحقیق به شکلی است که بعضی از تئوریهای جا افتاده ادراکی را دستخوش تغییر قرار می دهد. در این حالت، یک بخش مفصل و مجزا برای "بحث" نیاز است که این موارد را بتوان در آن به صورت کامل تفصیل داد.

3-5-6           

اگر مجله ای هیچ کدام از استانداردهای رایج مرجع دهی را قبول نداشت و استاندارد خودش را داشت، چگونه از نرم افزارهای ارجاع دهی استفاده کنیم؟

اکثر نرم افزارهای ارجاع دهی مثل End note این امکان را به شما می دهند که یک Style جدید برای مرجع دهی تعریف کنید. در این حالت، بعد از تعریف این استاندارد جدید، آن را به ذخیره می کنید و به عنوان یکی از استانداردهای مرجع دهی در نرم افزار خودتان خواهید داشت. راه حل ساده تر این است که معمولا این نوع مجلات، یک فایل اجرایی از style خاص خودشان را در اختیار شما قرار می دهند. با اضافه کردن این فایل به لیست استانداردهای مورد پذیرش نرم افزار خود می توانید از آن برای تنظیم ارجاعات خودتان استفاده کنید.

3-5-7           

به نظر شما آیا درست است که در چکیده ارجاع دهیم یعنی citation داشته باشیم؟ چرا؟

اصل بر این است که در چکیده ارجاع نباید بدهیم. اما بعضا ممکن است که به یک نویسنده خاص که نقشی کلیدی در مقاله ما دارد اشاره کنیم. مثلا در چکیده بگوییم که در این مقاله سعی می کنیم تا تئوری فوکو در خصوص ساختارهای قدرت در جوامع مدرن را مورد نقد قرار دهیم.

3-5-8           

به نظر شما اگر مقاله ای را برای مجله ای ارسال کردیم و مثلا مقاله پذیرفته شد یا اینکه در حین پروسه داوری بودیم، آیا می توانیم نویسنده ای را اضافه کنیم و یا یک نویسنده کم کنیم و یا اینکه ترتیب نویسندگان را تغییر دهیم؟

بله! اما این کار ملاحظات خاص خودش را دارد. معمولا فقط نویسنده اصلی مقاله (Corresponding author / principle author) می تواند این کار را انجام دهد. برای این کار، او باید تاییدیه سایر نویسندگان را داشته باشد. همچنین سردبیر مجله باید این مساله را مدیریت کند و اجازه نهایی را او باید بدهد. بعضا مجلات برای این کار، شرایط و ضوابط خاص خودشان را دارند که در بخش نحوه ارسال مقاله به مجله توضیح می دهند.

3-5-9           

از بین همه اجزایی که در درس های قبلی تمرین کردیم و نوشتیم به نطر شما وقتی می خواهیم مقاله ای را به یک مجله برای داوری ارسال کنیم کدام یک از اجزایی که با هم تمرین کردیم را نباید در داخل فایل مقاله بیائریم؟

مشخصات نویسندگان نباید در فایل مقاله باشد چونکه با اصل بی نشان بودن تعارض دارد. معمولا مشخصات نویسندگان به صورت مجزا در فرآیند ارسال وارد می شود. همچنین بخش تقدیر و تشکر را هم معمولا در انتها که مقاله پذیرفته شد میاوریم.

بخش ششم: ابزارها و تكنيك‌هاي عملي نگارش مقاله

3-6-1           

خیلی ها می پرسند آیا میشه یک مقاله ای فقط به خاطر اینکه انگلیسیش ضعیفه مردود بشه؟

خیر! اما بله! خیر به این خاطر که معمولا مجلات خوب به این دلیل که چون ما انگلیسی زبان نیستیم مقاله ما را مردود نمی کنند. خیلی استادهای خوب و سردبیران و داوران مجلات خوب هم زبان مادریشان انگلیسی نیست. اما هر زمان که نگارش انگلیسی مقاله به قدری ضعیف باشد که باعث شود سردبیر یا داوران محتوای مقاله ما را نفهمند و یا اینکه حسابی وقتشان برای فهمیدن آن تلف شود، مقاله ما ممکن است به راحتی مردود شود. ولی این مردودی معمولا به این شکل است که از ما می خواهند که نگارش مقاله را اصلاح کنیم و مجددا ارسال کنیم.

 
  1. خرید بسته آموزش مقاله نویسی با یک تماس
  2. خرید کتاب آموزش مقاله نویسی با یک تماس

 جهت تهیه بسته آموزش مقاله نویسی با قیمت 69000 تومان می توانید از طریق یکی از گزینه های زیر اقدام نمایید:

  • با شماره  30-66498929 تماس حاصل نموده و بسته را سفارش دهید.
  • با مراجعه به آدرس تهران، میدان انقلاب، بین خ فروردین و اردیبهشت، ساختمان 1474، ط اول، انتشارات کتابخانه فرهنگ، به صورت حضوری بسته را خریداری نمایید.

 جهت تهیه کتاب 25 اصل اساسی مقاله نویسی با قیمت 8000 تومان می توانید از طریق یکی از روش های زیر اقدام نمایید:

  • با شماره 30-66498929 تماس گرفته و پس از سفارش کتاب خود را از طریق پست دریافت نمایید.
  • با مراجعه به آدرس تهران، میدان انقلاب، بین خ فروردین و اردیبهشت، ساختمان 1474، ط اول، انتشارات کتابخانه فرهنگ، به صورت حضوری کتاب را خریداری نمایید.